دومین یلدا با تو...
دلسای من:
چقدر خوشحالم از اینکه در این شب های سرد زمستان در کنارمی
چقدر خوشحالم از اینکه دومین یلدای با تو بودن رو تجربه کردم...
پارسال در همچین شبی تو خیلی کوچولو بودی ولی امسال
برای خودت خانومی شدی دیگه... چقدر زود گذشت...
و روجک من:
یلدای امسال مصادف شد با 500 روزگیت
به همین خاطر یه کیک درستیدم و تصمیم گرفتیم بریم خونه مامانی
البته تو اینقدر شیطون شدی که حتی یه لحظه به من فرصت نمیدادی
که یه عکس درست و حسابی ازت بگیرم
همش در حال ورجه وورجه بودی
به همین خاطر با کیک 500 روزگیت عکس جالبی نداری
دخترکم:
هزاران هزار مرتبه خدا رو شکر میکنم که تو همچین شبهایی
تو در کنارمی تا لذت زندگی برام چند صد برابر بشه...
امیدوارم عمرت به بلندی شب یلدا باشه گل دخترم
و دلسای یلدایی ما





امسال تصمیم گرفتیم میز شب یلدا رو سنتی بچینیم


کیک 500 روزگی عشقم



عشقم در حال نینای نینای و قر دادن طبق معمول همیشه








دومین یلدا با تو... 





